شما را نمیدانم، اما بنده هنوز هم به خاطر دارم که رضا رشیدپور دو روز قبل از شروع پخش برنامه «مثلث شیشهای» گفته بود:
اميدوارم با ميزان تحملها به ۹۰ قسمت برسيم
و هنوز هم به خاطر دارم که تهیهکنندگان این برنامه قبل از شروع آن اعلام کرده بودند:
این برنامه در ۹۰ قسمت ۷۵ دقیقهای به صورت زنده از نیمه اردیبهشت روی آنتن میرود
حال همهی اینها در حالی است که دیشب، در هفتم تیرماه سال ۸۷، رضا رشیدپور درحالیکه تکوتنها جلوی دوربین نشسته بود و خندهای ساختگی بر لب داشت، اعلام کرد:
بینندگان عزیز سی و پنجمین قسمت از برنامه «مثلث شیشهای» که فردا پخش میشود، آخرین قسمت این برنامه است... همانطور هم که گفته بودم؛ تمام میشوم شبی، فقط به من اشاره کن!
میتوان گفت که مدیران صدا و سیما، برخلاف دفعههای پیش که به صورت کاملاً دستپاچه و ناگهانی و بدون هیچ دلیل قانع کنندهای، «مثلث» را بعد از اولین شب پخشاش و فرزاد حسنی را دقیقاً بعد از مصاحبهاش با سردار رادان کنار گذاشتند؛ اینبار برای توقیف یک برنامه، سیاست بیشتر و بهتری به خرج دادهبودند تا که حداقل بینندهی عام متوجه توقیف برنامهی مذکور نشود و آن را یک پایان زود هنگام تلقی کند. بدین صورت که آقای رشیدپور میآیند جلوی دوربین و با سر و حالی -مثلاً- شاداب، خودشان پایان برنامهشان را به اطلاع بینندگان میرسانند (به گونهای که انگار از همان ابتدا هم قرار بوده همین موقع پایان بیابد). اینطوری نه تنها هیچ حرف و حدیثی هم باقی نمیماند؛ بلکه هیچ بهانهای هم برای بقیه وجود ندارد تا به مسئولین خرده بگیرند و بگویند شما جنبهی انتقاد را ندارید!
البته برای بنده توقیف این برنامه خیلی جای تعجب نداشت. زیرا در روزگاری که دولت حتی به طرفداران خودش هم رحم نمیکند و خبرگزاری فارس را به مدت سه روز میبندد و روزنامهی «تهران امروز» را بالکل توقیف میکند؛ وجود برنامهای در تلویزیون -با مخاطبی میلیونی- که چندینبار با اشخاص اصلاحطلب (عبدلعلیزاده، محمد هاشمی، کروبی و...) و مخالف دولت (دانشجعفری و...) مصاحبه کرده، به بیان دیدگاههای آنان پرداخته و به آنان اجازه داده باشد که به راحتی از دولت نهم انتقاد کنند، بسیار هم جای تعجب داشت.
پ.ن: اما خوشحالم که رشیدپور توانست بعد از مدتها کاری کند که ما چهرهی چندتا اصلاحطلب را در تلویزیون ببینیم!
