[و ما الحیوه الدنیا الا متاع الغرور (آل عمران/۱۸۵)
و زندگی دنیا جز مایه‌ی فریب نیست]


بار دیگر برنامه‌ای که دوست می‌داشتم...

  شما را نمی‌دانم، اما بنده هنوز هم به خاطر دارم که رضا رشیدپور دو روز قبل از شروع پخش برنامه «مثلث شیشه‌ای» گفته بود:

اميدوارم با ميزان تحمل‌ها به ۹۰ قسمت برسيم

  و هنوز هم به خاطر دارم که تهیه‌کنندگان این برنامه قبل از شروع آن اعلام کرده بودند:

این برنامه در ۹۰ قسمت ۷۵ دقیقه‌ای به صورت زنده از نیمه اردیبهشت روی آنتن می‌رود

  حال همه‌ی اینها در حالی است که دیشب، در هفتم تیرماه سال ۸۷، رضا رشیدپور درحالیکه تک‌وتنها جلوی دوربین نشسته بود و خنده‌ای ساختگی بر لب داشت، اعلام ‌کرد:

بینندگان عزیز سی و پنجمین قسمت از برنامه «مثلث شیشه‌ای» که فردا پخش می‌شود، آخرین قسمت این برنامه است... همانطور هم که گفته بودم؛ تمام می‌شوم شبی، فقط به من اشاره کن!

  می‌توان گفت که مدیران صدا‌ و سیما، برخلاف دفعه‌های پیش که به صورت کاملاً دستپاچه و ناگهانی و بدون هیچ دلیل قانع کننده‌ای، «مثلث» را بعد از اولین شب پخش‌اش و فرزاد حسنی را دقیقاً بعد از مصاحبه‌اش با سردار رادان کنار گذاشتند؛ این‌بار برای توقیف یک برنامه، سیاست بیشتر و بهتری به خرج داده‌‌بودند تا که حداقل بیننده‌ی عام متوجه توقیف برنامه‌ی مذکور نشود و آن‌ را یک پایان زود هنگام تلقی کند. بدین صورت که آقای رشیدپور می‌‌آیند جلوی دوربین و با سر و حالی -مثلاً- شاداب، خودشان پایان برنامه‌‌شان را به اطلاع بینندگان می‌رسانند (به گونه‌ای که انگار از همان ابتدا هم قرار بوده همین موقع پایان بیابد). اینطوری نه تنها هیچ حرف و حدیثی هم باقی نمی‌ماند؛ بلکه هیچ بهانه‌ای هم برای بقیه وجود ندارد تا به مسئولین خرده بگیرند و بگویند شما جنبه‌ی انتقاد را ندارید!

3 

  البته برای بنده توقیف این برنامه خیلی جای تعجب نداشت. زیرا در روزگاری که دولت حتی به طرفداران خودش هم رحم نمی‌کند و خبرگزاری فارس را به مدت سه روز می‌بندد و روزنامه‌ی «تهران امروز» را بالکل توقیف می‌کند؛ وجود برنامه‌ای در تلویزیون -با مخاطبی میلیونی- که چندین‌بار با اشخاص اصلاح‌طلب (عبدلعلی‌زاده، محمد هاشمی، کروبی و...) و مخالف دولت (دانش‌جعفری و...) مصاحبه کرده، به بیان دیدگاه‌های آنان پرداخته و به آنان اجازه داده باشد که به راحتی از دولت نهم انتقاد کنند، بسیار هم جای تعجب داشت.

  پ.ن: اما خوشحالم که رشیدپور توانست بعد از مدتها کاری کند که ما چهره‌ی چندتا اصلاح‌طلب را در تلویزیون ببینیم!

هذیان

  مردم تهران سر چهارراه‌ها حق تقدم را رعایت می‌کنند، به یکدیگر شدیداً احترام می‌گذارند، با حقوق شهروندی کاملاً آشنا هستند، در هر فرصتی کتاب می‌خوانند، بسیار خوش اخلاق‌اند، اصلاً مضطرب نیستند، نسبت به آینده‌شان واقعاً حساس‌اند، بسیار با غیرت‌اند، رئیس‌جمهورشان را از ته قلب دوست می‌دارند، زبان‌شان را با فحش آلوده نمی‌کنند، عفت کلامی دارند باورنکردنی، چنان همبستگی دارند که موجب شگفتی همگان شده‌است، از سر و رویشان صمیمیت و خوش‌رفتاری می‌بارد و... بازم بگم؟!!

وقتی که آقای مدیرعامل سخن می‌گویند...

مجید شاه‌حسيني (مديرعامل بنياد سينمايي فارابي و دبير جشنواره کودکان و نوجوانان) چند روز پیش در یک نشست رسانه‌ای مربوط به بیست و دومین جشنواره کودکان و نوجوانان گفت:

وضع «سينماي كودك» نامطلوب اما قابل‌قبول است

ما که هرچه زور زدیم متوجه نشدیم جناب شاه حسینی با گفتن این جمله می خواسته‌اند چه پیامی را به شنونده‌ی احتمالی منتقل کنند. زیراکه روشن نشد دست آخر، ایشان وضعیت سینمای کودک را مناسب می‌بینند یا نامناسب. خبرگزاری فارس هم که معلوم نیست از روی زیرکی این جمله را تیتر خبر کرده یا از روی نادانی و سرمستی...

مثل این است که بنده بگویم:

سینمای ایران در کل آشغال است اما وضعیت مناسبی دارد

من، کتاب، مسافران مترو و چند مسئله‌ی دیگر*

  نمی دانم چرا مسافران مترو، جز اینکه در و دیوار را نگاه کنند یا با همدیگر حرف بزنند -و در موارد معدودی بخوابند- کار دیگری بلد نیستند. حالا چه داخل قطار باشند و چه منتظر رسیدن قطار.

  البته هستند کسانی هم که روزنامه بخوانند یا کتابی و مجله‌ای در دست گرفته باشند. امّا تعداد آنان به قدری اندک است که ترجیح می‌دهم اصلا به حساب‌شان نیاورم. به طور مثال اگر بخواهم از تجربیات خودم در این مورد یک آماری بدهم، باید عرض کنم که در طول این -تقریبا- دو سال استفاده بنده از مترو، تنها بیست نفر (بله درست خواندید، ۲۰ نفر) را دیده‌ام که در حال خواندن کتاب باشند. راجع به روزنامه هم اوضاع خیلی جالب نیست، به طور متوسط هر ۵ روز یکبار، ۵ نفر را می بینم -اشتباه نکنید که این معنی‌اش روزی یک نفر نیست!- که روزنامه دستشان باشد و در حال خواندن‌اش باشند.

  شاید باورتان نشود، اما بارها شده که در مترو یا شاید اتوبوس کتابی یا مجله‌ای را از کیفم بیرون بیاورم و جلوی صورتم بگیرم تا فقط به بقیه‌ی ملت هم نشان دهم که: ((اینجا که هستی،به جای زٌل زدن به در و پنجره، کتاب هم می‌توانی بخوانی))

بخوانید: آمار تاسف برانگیز کتاب‌خوانی در کشور

13_8404150254_L600 

پ.ن: البته جناب منصور واعظی (دبِیرکل نهاد کتابخانه های عمومی کشور) چندی پیش، طی یک سخنرانی کوبنده و افشاگرانه تمامی نگرانی‌های بنده در این مورد را برطرف کردند و باید متذکر شوم که تمام این تاسف‌هایی که نوشتم مربوط به قبل از آن سخنرانی مذکور است. الان دیگر خیالم راحت است...(خوابگرد راجع به اون سخنرانی جالب نوشته بود)

*نام عنوان مطلب به  تقلید از نام فیلم جدید شهرام مکری نوشته شده است.

بدون شرح !

13_8703240699_L600

{تجمع طلاب حوزه علميه قم در اعتراض به توهين به آيت الله مصباح يزدي}

خرده جنایت‌هایی که دیگر جنایت نیستند !

حتماً می‌دانید که قرار است نمایشنامه‌ی «خرده جنایت‌های زناشوهری» در قالب یک تله‌تئاتر توسط «فرهاد آییش» ساخته شود و نیکی کریمی و محمدرضا فروتن هم در آن ایفای نقش کنند.

حالا که دانستید، خوب به این جملات دقت کنید:

علي‌اصغر آزادان سپس در پاسخ به اين پرسش كه آيا متن «خرده جنايت‌هاي زن و شوهري» نوشته اريك امانوئل اشميت با مميزي‌ها و حذفياتي همراه خواهد بود؟ اظهار كرد: طبيعتا هر نمايشنامه‌اي، خصوصا متن‌هاي خارجي اگر براي پخش از تلويزيون به تصوير كشيده شوند، با حذفياتي همراه خواهند بود. اين مميزي حتي در مورد متن‌هاي ايراني هم صدق مي‌كند؛ چراكه مخاطب تلويزيون گسترده‌تر است و از آن‌جا كه ما به عنوان مهمان به خانه مردم وارد مي‌شويم در نتيجه بايد برخي موازين را در برنامه‌هاي تلويزيوني رعايت كنيم.

و این بدان معناست که نمایشنامه‌ی مذکور رسماً و حکماً نابود شد. اگر خوانده باشیدش می‌فهمید که چه می‌گویم.

پ.ن: چنانچه نمایشنامه‌ی مذکور را نخوانده‌اید، پیشنهاد می‌کنم آن را هرچه زودتر بخوانید!

مونولوگ

و چه کسی باورش می‌شد که عاقبت، یک اصلاح‌طلب زندگی امام خمینی را به تصویر بکشد؟!

farzand_sobh (8)

{عکس از سینمای‌ ما}

موضوع: نگاه سیاسی به مقوله‌ی فرهنگ